Sunday, January 1, 2012

کلاً اخلاق خوبی داريم

يه روزی يکی از دوستامون تعريف ميکرد که داداشش که ازدواج کرده؛ رفته يه خونه اي که يکی از واحداش يه خونواده ی کُره اي زندگی ميکنن. اين خونواده يه سگ هم داشتن. بعد صاحب خونه، وقتی ميخواسته سگه رو صدا کنه؛ باهاش اينگيليسی حرف ميزده! حالا اينکه صاحبش کُره اي بوده و اينا!
قضيه حالا اينجا هم صدق ميکنه. ولی به نوع ديگه!
از روزی که ما اومديم اينجا، انواع و اقسام تبريکات رو به مناسبت کريستمس و سال نو ميلادی نثار ما کردن! حالا هرچی بخوای به خلق اله بگی که بنده های خدا، من اگه از اون خراب شده اومدم بيرون، ولی هنوز ايرانی ام...نرود ميخ آهنين در سنگ.

1 نظر:

بی سیب said...

می بینم که ماموریتت رو خوب انجام میدی... اقا راضیه ازت